حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

470

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

و حكايت كنند كه : ماسان و دونان و خفرود « 1 » ، مخصوص كردانيد و استثنا كرد ، كه هر سال ارتفاع و زراعت و محصول آن باز بينند ، زيرا كه زمين آن بس « 2 » تنك بوده ، و نشو و نمآىء آن اندك . زيرا كه در دامان كوهها و سر كوهها بوده‌اند . و محمّد بن قاسم كرجى « 3 » ، سه‌سالهء عقد دستور ايغارين [ بست ] ، سال اوّل آن سنهء سبع و تسعين و مأتين « 4 » ، - بعد از آنك مردم آن جلآىء وطن كرده بودند و كريخته ، از سبب عاجز شدن ايشان از قانون بلد ، و بسبب عجز ايشان از آنج بر ايشان لازم شده مرة بعد اخرى « 5 » - از صد هزار دينار با چهل هزار دينار آمده . پس وزير علىّ بن محمّد بن قاسم « 6 » مردم را الفت داد ، و جمع كرد ، و استمالت و دلخوشى داد ، و از اصل وظيفه ده هزار دينار - جهت كسانى كه به حال ايشان اختلال راه يافته بود - وضع كرد و بنهاد ، به شرط آنك ايشانرا برين دستور مقرّر دارد ، مادام تا سلطان آن را بيند « 7 » و مصلحت بود . ايشان قبول نكردند ، و تا آنكاه كه ضامن شد ، كه جون سلطان بعد از كذشتن اين سه سال اين دستور باطل كرداند ، زمينهآىء كه احتمال مساحت نداشته باشد ، و غلّات او به دو خراج وفا نكند ، ازيشان يك خراج بستانند . و برين دستور شصت سال بكذشت ، و باطل نكردانيد .

--> ( 1 ) . نام اين سه روستا در هيچ يك از منابع جغرافيايى نيامده است . ليكن از سياق عبارت فهميده مىشود كه احتمالا از روستاهاى نهاوند بوده است . ( 2 ) . در نسخهء چاپى : بسى . ( 3 ) . ؟ ( 4 ) . سال 297 هجرى . ( 5 ) . چندين بار ، دفعات متعددة . ( 6 ) . اشاره‌اى به نام او در منابع نيافتم ، و به احتمال قوى او فرزند محمد بن قاسم كرجى است ، كه بهمراه برادرش جعفر بن قاسم كرجى از ربع آخر قرن سوم ، تا سالهاى دهه نخستين قرن چهارم هجرى ، امارت كرج أبى دلف را به عهده داشتند . ( 7 ) . در نسخهء چاپى : پند .